مقر پارلمان، شهر اوتاوا، کانادا
بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتمآب نخست وزیر، جلالمتآبان رئیس مجلس سنا و نمایندگان، حاضرین گرانقدر، خانمها و آقایان!
در افغانستان در جای که بزرگان باشد، مردم کلاه خود را به سرمیکنند ، به همین خاطر مه هم حالی کلاه خود را میپوشم.
من امروز با احساس عمیق در مقابل شما صحبت میکنم. افتخار دارم خود را در میان شما دوستان در کانادا می بینم و از ملت بزرگی دیدن میکنم که میتواند نمونه خوبی برای همه ما باشد. اما این را نیز میدانم که سفر من به کانادا در یک موقع سوگواری بعضی خانواده ها در کانادا که عزیزان شانرا در کشور من از دست دادند مصادف است. من نیز میدانم که تعداد زیادی در کانادا نقش کشور شانرا در افغانستان بسیار محتاطانه مورد غور قرار میدهند. پس خطابیه امروزی من تنها به اعضای محترم این گردهمائی نه بلکه برای خانواده های سوگوار و مردم کانادا نیز میباشد.
اگر عظمت و وقار زندگی در کارهای نیک است که انسان برای دیگران انجام میدهد، پس فرزندان کانادائی با فداکاری در افغانستان از بهترین نسل ها بشمار میایند. تا چند روز بعد چهار سرباز از دست رفته شما به دیار شان برای تدفین انتقال میابند. آنها جان های شیرین شانرا برای امنیت ما در افغانستان فدا کردند و برای مصونیت و امنیت هموطنان کانادائی شان از شر تروریزم جان فشانی کرده اند. میدانم که خانواده های زیادی بخاطر از دست رفتن عزیزان شان متاثر هستند. من در غصه و سوگ خانواده ها، دوستان و مردم کانادا خود را شریک میدانم. افغانها این را از همه بیشتر بخوبی درک میکنند که این قربانی ها برای اهدف ارزشمند مانند احترام به بشریت، امنیت برای همه و صلح برای کودکان افغانستان که شما قبلاً به آن اشاره کردید صورت میگیرد.
حضار عالی قدر!
مردم افغانستان بیش از دو دهه از تجاوز، جنگ و ویرانی رنج کشیده اند. مشقت و آلام مردم افغانستان بعد از اشغال کشور ما در سال 1979 آغاز و الی حادثه 11 سپتمبر که جهان بعداً به نجات ما رو آورد، ادامه داشت. مردم آزدی خواه افغانستان با حمایت جهان با این تجاوز مبارزه کرد و آنرا شکست داد که به فروپاشی شوروی وقت و شکست دیوار برلین انجامید. در واقع، این همه دست آورد های بزرگِ عصر ما بوده است که بهای گزاف آنرا افغانها پرداختند. بیش از یک میلیون افغان شهید شد، بیش از یک میلیون دیگر معیوب شد و بیش از یک چهارم حصه جمعیت افغانستان راهی دیار غربت شدند و زیربناهای کشور ما از هم پاشید.
افغانها در مبارزه جهانی علیه کمیونیزم برنده شدند، ولی پاداشی را که در مقابل بدست آوردند، فراموشی آنها از سوی جامعه بین المللی بود. ما با یک دنیا ویرانی و در یک همسایگی اژدهائی و غارتگر و در مقابل نیروهای افراطی جنگجو که به افغانستان تحمیل شدند، تنها ماندیم.
آنانیکه در مورد حال بیچارگی افغانها می اندیشیدند تعداد شان خیلی کم بود و هیچ کسی عواقب را که تنها گذاشتن یک کشور در برابر نیروهای خارجی در پی دارد، درک نکرد.
القاعده با کمک حامیان اش در منطقه و فراه تر از آن مبارزه مرگبار تروریستی خود را علیه افغانها و تمامی جهان براه انداخت. با وجود که مردم افغانستان جامعه بین المللی را از خطر تروریزم بین المللی که در کشور شان وجود داشت، بار ها هوشدار داد و فریاد مردم افغانستان به مراتب بلند تر شد، اما جهان به آن هیچ توجهی نکرد. رنج و مشقت و هوشدار های مردم افغانستان نادیده گرفته شد وگویا کشوری بنام افغانستان هیچ وجود نداشت. و شاید همین مفکوره درست بود. اگر به معیارهای بلند جهان امروزی توجه کنیم، ما واقعاً وجود نداشتیم. افغانستان یک کشور خیلی فقیر بود. نه چیزی برای خرید و نه چیزی برای فروش به جهانیان داشت.
حادثه تلخ 11 سپتمبر همه نتیجه فراموشی و عدم کمک به افغانستان بود.
این حادثه به جهانیان نشان داد که نادیده گرفتن افغانستان گرانتر از کمک به این کشور تمام شد. حملات تروریستی 11 سپتمبر برای غربیان درد وحراسی را در پی داشت که ما در افغانستان آنرا سال های تمام از دست طالبان و القاعده که از خارج تمویل و حمایت میشد، احساس می کردیم. نیروهای بین المللی بشمول سربازان کانادائی در اواخر همان سال منحیث همکاران مطابق قطعنامه شورای امنیت ملل متحد به افغانستان آمدند تا کشور ما را از شر نیروهای افراطی که ملت ما را در حسارت داشتند، نجات دهند.
ورود جامعه بین المللی برای نجات ما بعد از حادثه 11 سپتمبر تنها یک مشارکت نظامی نبود. همکاری میان افغانستان و جامعه بین المللی در پنج سال گذشته فوق العاده بوده است و من این مشارکت را " همکاری تمدن ها" مینامم. این همکاری فراه تر از مسائل امنیتی رفته و به انکشاف دهات ، ارائه خدمات تعلیمی و صحی برای مردم محتاج ما میرسد. کانادا در تمامی ابعاد پیش تاز این گونه مشارکت و همکاری بوده است.
از کمک های کانادا تشکر میکنیم، امروز افغانستان کشور وحشت زده و از پاافتاده ایکه پنج سال قبل بود، نیست. افغانستان امروز دارای مترقی ترین قانون اساسی در منطقه است که به افغانها حق آنرا داد تا رهبر شانرا برای نخستین بار در تاریخ انتخاب کنند. در جریان پنج سال گذشته، مردم ما در دو انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی شرکت کردند. با تاسیس پارلمان که 27 فیصد آنرا زنان تشکیل میدهد – اصلاً 28 فیصد است-- تمامی سه قوه دولت در افغانستان تکمیل گردید. حدود شش میلیون کودک افغان دوباره راهی مکتب شدند. در جریان رژیم طالبان تنها هفتصد هزار کودک و آن هم صرف پسر به مکتب میرفت، اما امروز بیش از شش میلیون کودک که بیش از 35 فیصد آنرا دختران تشکیل میدهد مکتب میروند. پنج سال قبل در جریان رژیم طالبان، مردم از افغانستان فرار میکردند، اما بعد سقوط طالبان بیش از چهار میلیون مهاجر افغان از علی حضرت پادشاه افغانستان که در ایتالیا زندگی میکرد گرفته تا رهبران سیاسی، روشنفکران افغان که در اروپا و امریکا و کانادا زندگی میکردند تا به میلیون ها مهاجر غریب در کشور های همسایه به خانه هایشان برگشتند. از نزد بیش از ده ها هزار افراد مسلح سلاح جمع آوری شده و ساختن نهاد های امنیتی افغانستان که اردو و پولیس میباشد را آغاز کردیم. ما به ثبات پولی و رشد چشمگیر اقتصادی دست یافته ایم. عواید سرانه ما در سال 2001 زمانیکه ما اداره موقت را آغاز کردیم صرفاً 180 دالر بود، اما امروز به 355 دالر که تقریباً دو چند آن است افزایش یافته است. اگر خلاصه بگویم، ما در افغانستان به سوی یک جامعه مرفع و کثرت گرا که در کانادا بشکل خیلی پیشرفته وجود دارد، در حرکت هستیم.
اعضای محترم پارلمان!
یک ملت دیموکراتیک در یک شب یا با یک یا دو انتخابات ساخته نمی شود. یک دولت دیموکراتیک نه تنها با داشتن نهادهای نیرومند دولتی ساخته میشود، بلکه اعتماد مردم به این نهاد ها و روند دیموکراتیزه شدن کلید دولت دیموکراتیک است. روند دیموکراسی که در افغانستان آغاز شده است تنها با حوصله و کمک متداوم کانادا و سایر اعضای جامعه بین المللی ادامه خواهد داشت، رشد خواهد کرد و اعتماد مردم را جلب خواهد کرد. ما برای رفتن به سوی ترقی و انکشاف به کمک نهادهای کانادا چون پارلمان این کشور و اقشار کثرت گراه کانادا نیاز داریم.
خانمها و آقایان! باوجود پیشرفت و دست آورد های فراوان افغانستان، دیموکراسی جوان افغانستان با تهدید های مختلف مواجه است. عدم امنیت در بعضی نقاط کشور ما که ناشی از افزایش فعالیت های تروریستی است منحیث بزرگترین چالش در مقابل ما قرار دارد. پنج سال قبل، نیروهای افغانی یکجا با نیروهای بین المللی تروریستان را در ظرف فقط دو ماه شکست دادند برای اینکه قدرت جامعه بین المللی و آرزوی مردم افغانستان باهم یکجا شد. بعضی تروریستان از میان برداشته شدند، اما اکثر آنها در کشورهای همسایه خارج از سرحدات ما پناه یافتند. متاسفانه، تروریستان در همان پناگاه های خارج از سرحدات ما دوباره منسجم ، آموزش ، تمویل و ذهنیت داده میشوند تا وارد افغانستان شده و زنان، مردان و اطفال ما را به قتل برسانند، مساجد، مکاتب و کلینیک ها را تخریب کنند، کارمندان خیریه خارجی را هدف قرار دهند، نیروهای امنیتی بین المللی را مورد حمله قرار دهند و ما را شکست دهند. یک سال قبل در مناطق جنوب افغانستان، مکاتب باز بود، اما امروز که من در مقابل شما صحبت میکنم، بیشتر از 150 مکتب توسط تروریستان به آتش کشیده شده است و دوصد هزار شاگرد اناث و ذکور که دو سال قبل به مکتب میرفتند امروز بخاصر حملات رفته نمی توانند.
تروریستان شکست نهائی شانرا در سعادت و رفاه مردم افغانستان می بینند. به همین دلیل است که بر ما حمله میکنند. مرض فلج اطفال یا پولیو از چهار واقعه در سال گذشته به 27 واقعه در سال جاری افزایش یافته است و تمامی این واقعات در مناطقی وجود دارد که تروریستان مانع روند واکسیناسیون و خدمات صحی میشوند.
تروریستان از هیچ گونه عمل وحشت برای بازداشتن افغانستان از راه موفقیت دریغ نمی کنند؛ میکوشند تا جامعه بین المللی در تلاش های دسته جمعی اش برای بازسازی افغانستان ناکام بماند. به همین دلیل ، آنها زنان کهن سال 70 یا 75 ساله را که فقط مصروف سرپرستی نواسه های خود است، سرمیزنند، آیا این ممکن است که یک زن 75 ساله در یک قریه افغانستان با نیروهای بین المللی یا دولت افغانستان یا دیگر مراجع خارج از محوطه خانه اش در تماس باشد؟ تروریستان این مادر کهن سال را بنام جاسوس به قتل میرسانند برای اینکه ما را بترساند و به عصر ظلمت بفرستد. و به همین دلیل است که افراد نظامی و ملکی خارجی را که برای کمک به مردم افغانستان آمده اند مورد هدف قرار میدهند.
واضح است که اگر ما با تروریستان مقابله جدی و قاطع نکنیم، آنها به حمله بر ما در افغانستان و هرنقطه جهان ادامه خواهند داد.
تازمانیکه ما منابع تروریزم را در هرجائیکه است از بین نبریم و آنرا نخشکانیم، بر پدیده تروریزم موفق نخواهیم شد. ستراتیژی مبارزه با تروریزم در افغانستان تاکنون متمرکز بر از بین بردن تروریستانی بود که از خارج سرحدات کشور ما داخل میشوند. اگر ما راه حل فراه تر از توسل به وسایل نظامی را که همانا از بین بردن منابع سیاسی، ایدیالوژیکی و مالی تروریستان است ، جستجو نکنیم، این ستراتیژی ناکام خواهد ماند.
ما باید تلاش کنیم تا افراطیت از سوی هیچ کشوری یا سازمانی منحیث وسیله سیاست استفاده نشود.
الی اینکه ما به ریشه تروریستان نرویم و منابع را که از آنجا آموزش می بینند، پول بدست میاورند، تجهیز میشوند و ذهنیت داده میشوند هدف قرار ندهیم، جهان برای هیچ کدام ما جای آرام نخواهد بود. نه افغانستان و نه جای دیگری
این مسئله با تمامی جهان صدق میکند. هرگاه تروریستان به متضرر ساختن مردم بی گناه در تمامی نقاط جهان همانگونه که بر نیویارک، بالی ، مادرید تا لندن حملات انجام دادند، ادامه دهند، پس این وظیفه دسته جمعی ماست تا نقطه پیدایش و مبدای تروریستان را قبل از اینکه به تمامی دنیا گسترش بیابند، مورد هدف قرار دهیم.
موثریت مبارزه با تروریزم بستگی به مبارزه با مواد مخدر نیز دارد. پدیده مواد مخدر تغذیه کننده تروریزم است و روند توسعه مشروع اقتصاد افغانستان را تهدید میکند.
در عقب تجارت و کار و بار مواد مخدر در افغانستان چند عامل عمده وجود دارد: عدم امنیت کافی برای تطبیق برنامه ضد مواد مخدر، نبود یک برنامه فراگیر کشت جایگزین و سرا زیر شدن قرضه های پنهانی نامشروع به زارعین. افغانستان متعهد است تا در کنار مبارزه با دهشت افگنی با مواد مخدر نیز با نیرو و عظم قوی از طریق تنفیذ قانون و برنامه های اقتصادی مبارزه کند.
ما توقع میبریم تا جامعه بین المللی به همکاری و حمایت شان از این مبارزه با فراهم ساختن راه های موثر معیشت جایگزین به زارعین ما ادامه دهند.
مشکل مواد مخدر همانند تروریزم نهایت جدی است. من به عنوان یک افغان و تمامی اعضای هیت همراه من میدانیم که اگر ما تریاک را در افغانستان محو نکنیم، تریاک ما را محو خواهد کرد. بناً به ما باور داشته باشید، ما علیه این پدیده مبارزه میکنیم چون میخواهیم کشوری مانند کشور شما داشته باشیم و پارلمانی مانند پارلمان شما داشته باشیم. و این آرزوها تا وقتیکه ما تریاک را ختم نکنیم عملی نخواهد شد. ولی میدانید که موفقیت علیه آن به تلاش و حوصله فراوان نیاز دارد و آرزو دارم شما نیز در پیمودن این سفر که شاید پنج تا ده سال را در بربگیرد حوصله داشته باشید.
حضار عالیقدر!
امروز، فرزندان شما یکجا با سربازان بیش از 35 کشور جهان طبق فیصله سازمان ملل متحد و درخواست مردم افغانستان خود را برای امنیت افغانستان متعهد ساخته اند و بیش از 60 کشور جهان همراه با سازمانهای متعدد جهانی وعده کمک های سخاوتمندانه را برای بازسازی افغانستان و تبدیل آن به یک کشور باثبات، مرفع و دیموکراتیک نموده اند.
حضور کانادا باعث تغیر چشمگیر در زندگی میلیون ها افغان شده است. من صرف در مورد پنج یا شش جهت بهبود زندگی افغانها برای شما معلومات دادم. در مورد رفتن دوباره اطفال افغانستان به مکتب صحبت کردم، در مورد برگشت میلیون ها مهاجر افغان صحبت کردم، در مورد ایجاد پارلمان صحبت کردم، در مورد حضور زنان در پارلمان و محل کار صحبت کردم. خانم ها و آقایان! شاید صد ها مثال دیگر باشد که کشور شما برای بهبود آن کمک میکند، تامین امنیت در افغانستان، بهبود زندگی افغانها، اعمار سرک های بهتر، محصولات بهتر زراعتی، تقویت جامعه مدنی، آزادی بیان که در افغانستان بی سابقه است، پنج سال قبل هیچ ستیشن تلویزیون وجود نداشت، اما امروز شش شبکه تلویزیونی خصوصی فعالیت دارد که همه از من انتقاد میکنند—بیش از سه صد نشریه که تمامی آنها از من انتقاد میکنند فعالیت دارند. بیش از سی ستیشن رادیو که مربوط جامعه مدنی است نشرات دارد. دولت رسانه محدود به خود ندارد، و اگر دارد، مردم به آن علاقه ندارند و آنرا گوش نمیکنند--- و اگر به قریه جات افغانستان توجه کنیم، امروز یک باشنده قریه به اخبار جهان دسترسی دارد، از حقوق که قانون اساسی برایش در نظر گرفته است استفاده میکند و از این حقوق آگاهی دارد و این حق مسلم او است. این همه ترقی و انکشافات بخاطری نصیب ما شده است که نیروهای شما در افغانستان خدمت میکنند، مردم شما با پول خود آنها را برای خدمت ما فرستاده است و حضور فرزندان شما افغانستان را قادر ساخته است تا این همه خدمات را برای شهروندانش ارائه کند. ما افتخار داریم که گیرنده کمک های شما هستیم و توانسته است قسمیکه قبلاً برای تان تذکر دادم نیازمندی های فراوان مردم ما را رفع کند.
جناب صدراعضم! اولین سفر خارجی شما بعد از انتخاب تان به این سمت به افغانستان بود که ممنون آن هستیم. شما حمایت کامل تان را از ما اعلام داشتید. خانمها و آقایان ! من از نخست وزیران پیشین کانادا آقای چیریتن و مارتین برای تعهد شان از افغانستان و از پارلمان کانادا برای ممکن ساختن این همه کمک ها نیز اظهار امتنان میکنم.
اعضای محترم پارلمان! آنهایکه از جمع شما از افغانستان بازدید کردند و آنهایکه از طریق این پارلمان به افغانستان کمک کردند، بدانید که کمک شما شاید نزد خودتان ناچیز باشد ولی هزارها مرتبه بزرگتر از آن برای افغانستان خواهد بود چون شاید باشند کسانی در میان شما که از وضع بیچارگی مردم افغانستان آگاه نیستند و از نیاز مردم افغانستان به امنیت و از خطر بی امنیتی که میتواند کانادا و امریکا را نیز متاثر بسازد، آگاهی ندارند. بناً کمک شما برای آینده ما مهمتر از آن است که شما تصور میکنید. این کمک ها میتواند ما را به یک آینده آرام سوق دهد، ما میتوانیم چیزهای زیادی را از کانادا بیاموزیم. یک جامعه که دو زبان رسمی دارد همانند افغانستان، وقتی من با مردم افغانستان صحبت میکنم جناب صدراعظم، من همانند شما به دو زبان صحبت میکنم. از یک زبان به دیگر میروم. ما از تجارب شما آموخته ایم، آزادی برای تمامی زبان ها، به رسمیت شناختن زبان های اقلیت، سرود ملی افغانستان یکسال قبل به فارسی بود، امروز سرود ملی به زبان پشتو است. در سرود ملی که به اساس قانون اساسی افغانستان که به کمک شمایان در افغانستان تصویب شد تمامی چهارده اقلیت بزرگ نژادی در نظر گرفته شده است و در این سرود از تمامی این چهارده اقلیت نام برده شده است، سرود ملی ما بسیار زیبا نواخته شده است، آنقدر طولانی نیست، شاید یک دقیقه باشد. پس حضور شما در افغانستان باعث ثبات نظام سیاسی شده است که برای فردای بهتر کار میکند. و من از شما برای این نیز تشکر میکنم.
عالی جنابان! حاکمیت قانون در کشور شما که ما نیز در کشور خود به آن میکوشیم، رعایت عدالت که در سدد رسیدن به آن هستیم مایه تشویق ماست، احترام به مقام انسان مایه دیگر تشویق ما است. در افغانستان متاسفانه ، مقام و شان زن و مرد افغان بار ها از سوی متجاوزین و اشغالگران پامال شده است و ما برای اعاده آن به کمک شما نیاز داریم. و از همه مهمتر، اراده و تعهد شما برای کمک به مردم دنیا، یک کشور کمکِ بزرگتر از قربانی کردن سرباز خود چی میتواند کند؟ من بعضاً فکر میکنم چی میشد اگر سربازان افغانی در کانادا خدمت میکردند، یک خانواده افغان وقتی میدید که فرزندش در کانادا کشته میشود، چی میکرد؟ آیا این را توجیح میکردند، آیا ارزش آنرا میدانستند و آیا آنرا درک میکردند؟ وقتی من متوجه وابستگی جامعه بشری امروز می شوم و خطرات و منافع وابسته به یکدیگر را که من می بینم، این وابستگی را بخوبی درک میکنم. اما این قربانی ارزش آنرا دارد، افغانها نیز خون خود را میریزند، ما هر روز شاهد مرگ اطفال، سرباز، معلم، خود هستیم. ما یکی از بهترین والی های خود را اخیراً در یک حمله انتحار از دست دادیم. او نسبت به همه با دانش بود. این قربانی ها همه بخاطر یک دلیل مشترک است و آن امنیت برای همه ما و شما است. و همین دلیل امنیت برای همه است که سربازان شما در افغانستان خدمت میکنند. امروز نیروهای شما در افغانستان نه تنها برای امنیت جامعه بین الملی و کشور خود تان میکوشید، بلکه برای مظلوم ترین ملت جهان و اطفال آن نیز خدمت میکنید.
از همه شما تشکر و مرحمت بر شما باد !